رضا استادى
17
آشنايى با تفاسير ( به ضميمه عدم تحريف قرآن و چند بحث قرآنى ) ( فارسى )
پس از علامه بلاغى ( م 1352 ق ) ، شاگرد ممتاز او آية الله العظمى سيد ابو القاسم خويى در كتاب گران قدر البيان فى تفسير القرآن ، بحثى محققانه با عنوان « صيانة القرآن من التحريف » در شصت صفحه نگاشته و به بهترين وجه به فصل الخطاب ، پاسخ داده و در پايان آورده است : و مما ذكرناه قد تبين ان حديث تحريف القرآن حديث خرافة و خيال لا يقول به الا من ضعف عقله او لم يتأمل فى اطرافه حق التأمل او من الجأه اليه حب القول به - و الحب يعمى و يصم - ، و اما العاقل المنصف المتدبر فلا يشك فى بطلانه و خرافته . « 1 » البته نكته قابل توجهى در نگاشته علامه خويى موجود است كه كمتر به آن توجه شده است و آن اين كه ايشان در پاسخ رواياتى كه گفته مىشود دلالت بر تحريف قرآن دارند ، مىگويد عدم دلالت آنها را بايد توضيح داد ، نه اين كه بگوييم همه اين روايات ، دروغ و بىاعتبار است ؛ زيرا در عين اين كه بخشى از اين روايات ، از كتاب سيّارى و بخشى از على بن احمد كوفى نقل شده است ، و در كتابهاى رجال ، سيارى به عنوان « فاسد المذهب » و كوفى به عنوان « كذاب فاسد المذهب » معرفى شدهاند ، اما كثرت روايات ، به حدى است كه باعث قطع به صدور برخى از آنها مىشود ( به اصطلاح ، تواتر اجمالى دارد و بايد قدر متيقن مضمون آنها را گرفت ) و از طرفى ، برخى از روايات اين باب ، از حيث سند ، معتبرند و نمىتوان گفت اشكال سندى دارند . « 2 » ايشان سپس بر اين اساس ، روايات منقول در فصل الخطاب را گروهبندى كرده و ثابت كردهاند كه هيچ گروهى از اين روايات كه احتمال صدق آنها باشد ، دلالت بر تحريف ندارد . پس از رسالهها و نوشتههاى شيخ محمود معرب ، شيخ محمد جواد بلاغى ، ميرزا ابو الحسن شعرانى و سيد ابو القاسم خويى ( ره ) ، سودمندترين كتابى كه در اين مورد
--> ( 1 ) - البيان ، ص 278 . ( 2 ) - همان ، ص 245 - 246 .